عزت الله مولايى نيا همدانى

319

نسخ در قرآن ( فارسى )

وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ « 1 » . آيهء كريمه را بدون توجه به سياق و آيات پيشين و پسين آن تفسير به رأى نموده و نتيجه مىگيرد . يك سوال از آقاى جبرى هم‌اينك اين سؤال مطرح است كه كداميك از آيات منسوخهء قرآن كريم ، مؤيّد نظريهء اشتراكيّت و شيوعىگرى عربى است ؟ ! به چه مدركى و به چه دليل ؟ ! ! ، و شيوعيّت در اواخر نيمهء اول قرن چهاردهم بر اثر عوامل استعمارى به وجود آمده و بحث نسخ ، همزمان با فرويش وحى در نصوص قرآنى و احاديث معتبر فريقين ، مطرح شده و در عصر رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - هر زن و مرد و خرد و كلان در جامعهء اسلامى با آن پديده ، همانند ديگر دستاوردهاى دين و قرآن آشنايى يافته و بدان انس گرفته و از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و ائمه دين - عليهما السلام - چنين تلقى كرده بودند كه بدون آشنايى كامل با ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه آيات قرآن ، هرگز تفسير آن امكان‌پذير نيست ، اين مجامع حديثى فريقين است كه گواه صدقى بر گفتار ماست . پايهء اشكالهاى آقاى جبرى ناپايدار و متزلزل است « دكتر جبرى » از باب « الغريق يتشبث بكل حشيش » جهت درست جلوه دادن به تفكر اشتراكى و شيوعىگريش ، هر لحظه به يك چيز متوسل مىگردد ؛ گاهى به اينكه پديدهء نسخ ، يك امر وارداتى بوده و از حوزهء دينى يهود توسط حنابله ، وارد حوزهء دينى ما گرديده ، توسّل مىجويد و گاهى آن را دست ساخت امثال « قتاده ، ضحّاك و ابن المسيّب » معرفى مىكند و زمانى آن را عامل عقب‌ماندگى مسلمانان ، قلمداد ، مىنمايد و ديگر بار آن را از طرف كسانى كه با شيوعيّت الحادى عرب ، سر

--> ( 1 ) هود ، 118 - 119 .